برنامه نویسی
Sunday, March 8th, 2009بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، انجام پروژه های نرم افزاری بحث دیر یا زود انجام شدن را به دنبال خود نمی کشند. مهمترین موضوع بحث انجام شدن یا نشدن است.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، پروژه های نرم افزاری صرفاً تعاملی از منابع انسانی و غیر انسانی و مالی و … نیستند که با کاهش یا افزایش آنها بتوان پروژه را زود تر یا دیر تر انجام داد یا اینکه پروژه را از مرگ نجات داد.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، انجام پروژه های نرم افزاری تنها با پیروری از اصول مهندسی نرم افزار یا متودولوژی آر یو پی به اتمام نمی رسد.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، مستند سازی بهترین راه برای برطرف کردن ریسک منابع نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، حرکت در مسیر پروژه های منابع آزاد به خطر انداختن منابع شرکت نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، دوست شدن و برقراری ارتباط عاطفی با عوامل پروژه موفقیت پروژه را تضمین نمی کند.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، پروژه نرم افزار مثل پروژه لوله کشی، ساختمان سازی یا منجوق دوزی نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، پدیده “خر در بشکه” یک پدیده تصادفی نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، برنامه نویسان به هیچ وجه آدمهای سازمان ناپذیر و نظم ستیزی نیستند.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، شباهت برنامه نویسی به کار هنری مثل شباهت گربه شرودینگر به گارفیلد نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، پوئینتی هیرد باس، افسانه ای نیست که صرفاً هر روز به کمک دیلبرت ما را می خنداند.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، هیچ پروژه نرم افزاری با حرف زدن به اتمام نمی رسد. “کدت رو نشون بده”.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، استفاده از ابزارهای آماده الزاماً زمان انجام پروژه را کاهش نمی دهد.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، شرکت نکردن برنامه نویسها در بحث های غیر برنامه نویسی به دلیل بی مغز بودن اونها نیست.
بر خلاف چیزی که اکثر آدمهای بی مغز فکر می کنند، توضیح های مختصر و مفید در مورد برنامه به دلیل مخفی کردن اسرار کد نیست.
فرزام
زمستان هشتاد و هفت